طراوت تک درخت

در تقابل احساسات فردی همواره نگرشی نو پدیدار و در قالبی انسانی نمودار میگردد. بدین ترتیب که حواس پنچ گانه ی ما با چاشنی مضامین انتزاعی سعی در تشکیل افکار و تصاویری دارند که پیش از این هرگز حقیقتی نداشته است. گاه از وجودشان لبریز لذت می شویم و گاه نفرت زده سعی در محو آنان داریم اما کماکان هر روز یا به عبارتی اغراق آمیز هر لحظه می تواند نظر مارا نسبت به پیرامونمان تغییر دهد از این رو تکرار یک فکر اثر بسزایی در تغییر احساس و باورها خواهد داشت.1 شخصیت ما همگی مجموعه ای است از عادتهای ما، اما نکته اینجاست که بخشی از عادتها ارزشمندترین مفاخر زندگیمان هستند و برخی بزرگترین اشتباه ها که به دلیل رسوخ در ذهن ناخود آگاهمان نه سعی در ارج نهادن به ارزشها داریم و نه سعی در اصلاح اشتباهات. به یقین در برخورد با انسانها نیز چنین واکنشی رخ می دهد. هماندم که شخص تازه ای وارد زندگی فردی و مستقل ما می شود در نگاه اول شاید تجربه ای جدید و گاه نقطه عطف زندگی به نظر بیاد اما با گذر از کوچه های زمان شاید هیجان اولیه را به فراموشی سپاریم (که صد البته این ما هستیم که باید روابط را رضد داده و با نو آوری سعی در جوان نگه داشتنش داشته باشیم) و یا کم کم ترس از دست دادن قلمرو شخصی آدمی را وادار می کند مو شکافانه تابلوی روبه رو را بازرسی کند. آدمی گاهی به دنبال تسخیر و سلطه بر کشتی وجود دیگران است اما هر انسان اقیانوسی است به کستره جهان که در نهایت سطح او تخین زدنیست نه عمق وجودی اش. نباید به دنبال به زانو در آوردن وجودی عشیم بود بلکه باید سعی داشت حکمران سرزمین خویش بود و بی نیکی پادشاهی کرد باید اجازه داد جهان دیگری موازات وجودمان جریان یابد آزاد و محدود نشدنی!(تعبیر تابلو نه به معنی نفی عواطف و شئ تصور کردن است بلکه از روی شباهتی که ظاهر یک تصویر و باطن انگیزه خلق آن با صورت و سیرت آدمی دارد مثال زدنی است). با تجزیه اجرای این تابلوی منحصر به فرد ممکن است دیگر نتوان ترکیب زیبای اولیه آن را دید بسکه درگیر حواشی قاب شده ایم یا ممکن است آنچنان رمز و راز در پس انتخاب رنگهای بوم باشد که هر بار بیشتر انگیزه کشفشان را در آدمی برانگیزد. لیکن تنها یک چیز موجب می شود آن تابلو را از آن خود بدانیم و بهترین منزلت را برایش قائل شویم. "به دلت می نشیند و چشمانت را از ذوق برق می اندازد یا نه؟". گاه بوم ساده ای ازترکیب چند رنگ سرد در دل گرم می نشیند.به موجب کسی که هدیه اش داده است یا خاطره خوشی که هربار با دیدن تصویر تداعی می شود و گاه بهترین اثر هنری سالها گوشه ای خاک می خورد و این بدین معنا نیست که تابلو ارزشی ندارد این وابسته به نگاهی است که به آن می نگرد. ما محیطی که بی تفاوت در آن پرسه می زنیم هم عادت کرده ایم مثل زمانی که بعد یک سفر طولانی لذت آغوش کشیدن کوسن روی تخت برایت ارزشمند می شود. گاه بعد از دوری از یک فرد میتوانی به این درک برسی که او افتخاری که با موشکافانه حلاجی کردنش از ریخت افتاده است یا اشتباهی است که عادتت شده ... که او تا ابد ماندگار خواهد بود در دل ضمیر، یا دلت همزمان دو نفر را به بازی گرفته است!؟ و این حقیقتیست که تا کشف نشود نباید آرام شد...

1:میگویند اگر قرار است کسی را فراموش کنید پیوسته تصویرش را در خاطر مجسم و هربار سیاهش کنید این نابودی را ذهن می پذیرد و ازطرفی برخی معتقدند دل بستگی های بدون شناخت میتواند دست پرورده تصور پیوسته محبوب در خاطرات و تفکرات روزانه باشد.

پ.ن1: نگارش متفاوتی بود اما به نظرم این کار کودک درونم بود و نه من! که ادعای بزرگی کرده است...میخواهم تمرین کنم وگرنه سال آینده پایان نامه ام دفتر شعری می شود!!!

پ.ن2: چند روز پایان رجب فرصت خوبی است که کام از غذا و ذهن از افکار پوچ ببندم...همیشه گرسنگی یا به نوعی عدم اهمیت به جسم ذهن را مجبور میکن قوی تر شود...میخواهم افسار تاخت و تازش دست من باشد نه او!(ذهن)

پ.ن3: همچون همیشه در فصل زیبای امتحانات پیش بینی نشده ترین وقایع رخ می دهد و من طبع نگاشتنم گل می کند و...(تو خود پایان این قصه خوب میدانی...)

پ.ن4: جلسه دکتر فرهنگ، کتابهایی که میخوانم و این روزهایی که سعی میکنم بیشتر به تک تکشان باور داشته باشم و عملیشان کنم خوب طی می شوند. مامان را دوباره کشف کردم و همچنین وجهه ی دیگری را از خودم .

پ.ن5: یاد مرگ باعت می شود سنجیده تر گام برداری اما نمیدانم چرا زیادی نزدیک می پندارمش و حس میکنم وقتم خیلی کم است!خیلی...این می شود که در قنوت می گویم:"خدایا! تا مارا نیامرزیده ای از این دنیا نبر"

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/٧ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط s.r نظرات () |


آخرين مطالب
» خدایی کردن خدا و بندگی ما...
» شیخ الرئیس...
» سال نو مبارک....خروس خوان بهترین ها باشید...
» سال نو حال نو....
» هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...
» اولین ها...
» یک روز شادی یک روز غم یکروز زیاد و یک روز کم کار اوستاکریمه....
» من و کتاب هایم
» تیتر روزگار من....
» زندگی یعنی ...

Design By : TopBloger.com