طراوت تک درخت

فصل ها یکی پس از دیگری می آیند...و من و تو باهم در مسیر زندگی در حال عبوریم...عبوری دوشادوش...در آغاز فصل نویی ر زندگی مشترکمان....

رنگها بوی دیگری دارند در گرمای حضور تو...

بهار پر طراوت تر است وقتی زیر بارانش با تو قدم می زنم

وقتی تو مرا خوب میبینی و برای من با تمام مشکلات مبارزه می کنی....هرچقدر هم که می خواهد بزرگ باشد...از عشق ما برزگتر نیست....

تمام" چه خوب می شد اگر...."های دفترچه ام را تبدیل کرده ای به " چه خوب شد که..."تمام دوست داشتنی هایم را به مرحله ظهور و رساندی و در ثبوت آن کوشایی

خرده تفاوت ها را با گفتگو حل می کنیم و نمیدانم چرا گفتمان ما نیمه شب گل می کند و ثمر می دهد ولی نشاط  صبح مان را می ستاند...

آرامشی در وجودم حکمفرماست که هیچ چیز ارزش آن را ندارد که لحظه ای از آن بگذرم که اندکی افول یابد...

وابتدا و انتهای این راه خداست که با من است..."الهی من لی غیرک؟"

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٥ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ توسط s.r نظرات () |


آخرين مطالب
» خدایی کردن خدا و بندگی ما...
» شیخ الرئیس...
» سال نو مبارک....خروس خوان بهترین ها باشید...
» سال نو حال نو....
» هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...
» اولین ها...
» یک روز شادی یک روز غم یکروز زیاد و یک روز کم کار اوستاکریمه....
» من و کتاب هایم
» تیتر روزگار من....
» زندگی یعنی ...

Design By : TopBloger.com