طراوت تک درخت

گاهی نداریش! توی وجودت چیزی آزارت میده حداقل یکبار امتحان کن....ولی بعد میفهمی اشتباه بوده...تمومش میکنی...

گاهی همه چیز خوب پیش میره یکدفعه سر دوراهی گیر میکنی...انتخاب میکنی...رد میشی ولی باز برمیگردی و از دور این دوراهی رو نگاه میکنی دیدت متاوت تره ولی دیگه حق تصمیم نداری مشکل اینجاست گاهی دوباره به نظرت انتخاب درستیه ولی گاهی حس اشتباه وجودت رو بهم میریزه...کاش بفهمی که وقتی عبور کردی هنوز تو این دنیا راهی برای بازگشت باز نشده...عبور یعنی تمام...گاهی راههای فرعی برای برگشت به دوراهی هست ولی اکثرا هزینه پرداخت عبور از آن راه ارزش تتصمیم را ندارد...میفهمی چه میگویم...نه؟

مینویسد"بنویس..."...نوشتم...از سرخط دلم...گاهی برای حماقت هم دلتنگ میشوم...مسخره نیست؟...

گاهی درو دیوار سخن میگویند در سکوت مرگ آور شب...گاه آنقدر حرف میزند که ذهن سکوت را از یاد میبرد...

گاهی از سادگی خودم میخندم...که از بغض گریه سنگین تر است روی لبهای من...

گاهی...

میخوام از این جاده ها دو لحظه فرصت بگیرم

برگردم رو به عقب یادتو دربست, بگیرم

میخوام از روزنه صبح که یادش کردی

یک قلم نور,یه جام عشق ,کمی وقت بگیرم

میخوام از گل بوسه های ته بن بست صفا

یک نوازش فقط اندازه کثرت بگیرم

میخوام از گرمی این حس عزیز دیوونه شم

برم از اوج بلندی قول وصلت بگیرم

میخوام اندازه یک چشم زدن ناز کنم

تو بشی بال وجودم , تورو اجرت بگیرم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط s.r نظرات () |


آخرين مطالب
» خدایی کردن خدا و بندگی ما...
» شیخ الرئیس...
» سال نو مبارک....خروس خوان بهترین ها باشید...
» سال نو حال نو....
» هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...
» اولین ها...
» یک روز شادی یک روز غم یکروز زیاد و یک روز کم کار اوستاکریمه....
» من و کتاب هایم
» تیتر روزگار من....
» زندگی یعنی ...

Design By : TopBloger.com