طراوت تک درخت

خیلی وقت است دستم روی قلم نمیلرزد که احساسی را قلم بزند...

فکر نمیکردم مدیریت خانه و خانواده اینچنین سنگین باشد در حالیکه تقریبا غذای خاصی درست نمیکنم و بیشتر کارها از پیش انجام شده...در صورتی که کار خاصی ندارم ولی همینکه خانه را مثل مادر در بهترین شکل نگهدارم سخت است کمی... واقعا روزهایی که خاله عزیزم در کنارم بود روزهای خوبی بود...خدایا در حد بی نهایت حواست بهش باشه لطفا...استحقاق بهترینهارا دارد...بی نظیره!

دلم یک تکیه گاه معنوی قوی میخواهد....مدتی تمرکز های شبانه ای بود که برایم آرامش بخش بود و گاها قرآنی که از پلیرم پخش میشود و موسیقی هایی بر مبنای اضعار مولانا ولی...بازهم کم است و میدانم مشکل از من است.

در مورد روابطم با دیگران دچار شک شده ام ، برخی از حدود من گذشته اند و برخی خیلی کمتر از آنچه برای دوستی با آنها ارزش قائل هستم بها میدهند...شاید باز مشکل من است تصمیم گرفته ام به هیچ بنی بشری وابسته نشوم.

صادقانه بگویم دوست دارم فقط سکوت کنم...دیگران خیلی چیزها از من میدانند که میترسم روزی علیه من باشد دانسته هایشان...روی دستم علامت سکوت میزنم ولی باز... من آدمی هستم که راحت حرف میزنم و از همه چیز و همه کس...ولی...

یک مدت از پیشرفتم در زمینه بیوتکنولوژی راضی بودم ولی چند هفته ای میشود که روند کارهایم به شدت افت کرده است و این اصلا رضایت بخش نیست و قابل تو جیه هم نیست.

یک تجربه جالب بالینی: در حین معاینه دهان گاو به ناگاه عطسه ای کرد و تمام صورتم خیس آب شد...و قابل پیش بینیست که صدای خنده همه مرا دل داری میداد!!!!!

از دیدن یک آشنا که فکر میکردم دیگر آشنا نباشد خرسند شدم با اینکه در حد 2ثانیه و از فاصله 20 متری بود...دلم برایش تنگ شده بود.

دلم گرفته ای دوست....هوای گریه بامن....

"چقدر زیباست وقتی که بدانی کسی به یاد تو  به نوایی دل داده است..."

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ توسط s.r نظرات () |


آخرين مطالب
» خدایی کردن خدا و بندگی ما...
» شیخ الرئیس...
» سال نو مبارک....خروس خوان بهترین ها باشید...
» سال نو حال نو....
» هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...
» اولین ها...
» یک روز شادی یک روز غم یکروز زیاد و یک روز کم کار اوستاکریمه....
» من و کتاب هایم
» تیتر روزگار من....
» زندگی یعنی ...

Design By : TopBloger.com