سفر

تو سفرمون یک اتفاقی افتاد که چشمامو باز کرد...

به خودش اجازه داد بره با چندتا دختر عکس بگیره. به خودش اجازه داد با دخترا خوش و بش کنه بهش بگه صدات قشنگه یا این لباس بهم میاد یانه...حالم بهم خورد...و در دفاع از خودش میگه توهم کردی تو خودت بهم یاد دادی تو مجلس مختلط بیام و جاهایی که روسری ندارن...نمیدونم شاید زنگ خطر سنگینی بود برام.

/ 0 نظر / 56 بازدید