شعری برای تو ...

در گذار دل از راه مجنون / دل بپیچد به تاب و تبـــــت چون

تو نمیخواهی راه فـــــــــراری / تو نمیگیری از من خطــــایی

تو همه جود و نور و شعوری / تو همه خوب و خوب و خدایی

من به دنبال عشقت چو ماهی/ با امید نجـــــات از سیــــــــاهی

من همه پا به ســـر غرق دنیا / دست یاری به غیــــــرت تمنـــا

لیکن آغوشت همواره باز است / جایگاه نمــــاز و نیــــــاز است

بعد توبــه، بخشیدن از کیست؟ / راه مشکل نگو، مشـکلی نیست

من به راه تو افتاده ام پــس / دل نــــگیرم، نـــــبدم به هیچ کــــس

و این شعری برای تو...که تمام هستی از برای توست...

پ.ن 1: جمعه ای دیگر گذشت...و من امیدوارم به گذشتت و آرامم برای روزی گرفتن...کمکم کن، مثل همیشه....باز امواج اقیانوس دلم طوفان زده شده اند...

پ.ن 2: خوب دیگری به سویش شتافت...مبارکش باد!

پ.ن 3: خوش به سعادت انسانهایی که وجودت را متبلور میکنند و در معرض ظهور میگذارند مثل دیروز که از متانت قراۀت نمازگزاری شرمنده شدم که چرا کم توجه، نیمی از نمازم سپری شده بود...

/ 4 نظر / 18 بازدید
بانوی پلاک هشتم

من شما رو میشناسم؟؟[سوال]

M.Y

انقدر زیبا و عمیق نوشته ای که از خواندنش سیر نمیشوم دختر افتاب فرشته ی بی الایش و زیبای من تورا به خالق مهر آفرین میسپارمت تادر پناه خودش نگهدارت باشد و بهترین ها را برایت رقم زند [گل]

99.99%

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا "مولانا"