کیمیاگر اثر بینظیر پایولوکوییلو

کیمیاگر...بالاخره تمام شد...دوست ندارم کتاب های پایولو کوییلو و جبران خلیل جبران را سریع بخوانم بیشتر ترجیح میدهم عمیق بخوانم...می آموزم...

میتوان کل کتاب را در چند نکته خلاصه کرد...

1.به ندای درونت گوش بده و واقعا با جان و دل گوش بده و از آن پیروی کن...چون افسانه شخصی یعنی هدف آفرینشت را به تو می آموزد...

2.نشانه ها را دریاب..."اشیا به خودی خود چیزی را آشکار نمیکنند.این انسان است که با نگاه کردن به آنها طریقه ورود به روح جهان را می یابد"...جالب بود پیش از این در مکالمات درونی خودم خیلی از وقایع را با نام"نشانه" تفسیر کرده بودم و از پیشامدشان قانع شده بودم.

3. روح جهان بخشی از روح خداست و تو خود از روح خدایی...ما همه را یاد داریم فقط محتاج آنیم کسی آن اسرار را به ما یاد آور شود...

4. همه چیز دست نوشته اوست....وهمه چیز واحد...پیرو یک خط مشی الهی.{در این کتاب به یک مطلب یقین یافتم که نویسنده آن فردی بسیارباایمان بوده است...به شیوه زیبایی مفاهیم معاد((جهان طبیعی تصویر یا تقلیدی از بهشت است.وجود این جهان دلیلی مسلم بر وجود جهانی کاملتر است)) مفاهیمی دقیقا مثل مفاهیمی که در قرآن آمده است((در دل ذره شن میتوان روح جهان را یافت)) یا رد جبر((هریک از ما میتوانیم با آنچه در زندگیمان رخ میدهد ارتباط برقرار کنیم))سپاسگزاری((هیچگاه نگویید این پاداش بیشتر از سخاوت من است...شاید زندگی بشود و بار دیگر سهم کمتری به شما بدهد))و بارها و بارها قانون جذب....}

در طی مطالعه کتاب جملاتی که زیبا بودند را یادداشت کردم ...:

آدم ها میترسند بزرگترین رویاهایشان را محقق کنند چون یا فکر میکنند لیاقتش را ندارند ویا نمیتوانند از عهده انجام آن برآیند.

هرکس هرکاری کند در روی زمین اصلی ترین نقش تاریخ را ایفاکرده است ولی معمولا خودش این را نمیداند....

کتابها جون کاوانها پیچ وخک بسیاری را طی میکنند ولی همواره به سوی یک مقصود حرکت میکنند

هرچه انسان به رویای خود نزدیک میشود به همان اندازه افسانه شخصی دلیل حقیقی تری برای زندگی او میشود.

هیچ کس نباید از ناشناخته ها بترسد چون هر انسانی میتواند آنچه را میخواهد بدست آورد و آنجه نیاز دارد فراهم کند .تنها ترس ما از ازدست دادن آنچه که داریم است....اگر بشناسیم دیگر غافلگیر نخواهید شد.

هیچ مانعی وجود ندارد جز خودت...میتوانی مثل باد آزاد باشی(خود از میان بردار)

زبانیست فارغ ازکلمات از دل منشا میگیرد(کاش آدمیان همه این زبان را میدانستند آن زمان دیگر ریا معنی نداشت هیچ عاسقی رنج نمیکشید هیچ کس تنها نبود. همه هرآنچه بر دلداشتند به یکدیکر ابراز میکردند...چه دنیای زیبایی...)

ترس از رنج از خود رنج بدتر است.

آدم دوست دارد چون دوست دارد.همین.هیچ دلیلی برای دوست داشتن وجود ندارد.

وقتی آدم عاشق میشود همه چیز بیشتر معنا دارد.

آنچه بتوانی تغییر دهی آینده تو نبوده.

زندگی به سوی زندگی جذب میشود.

اگر آنچه یافته ای خالص باشد هرگز فاسد نمیشود ولی اگر درخششی ناپایدار باشد مثل انفجار یک ستاره ,آنوقت دربازگشت چیزی نخواهی یافت فقط یک انفجار نور دیده ای,خود این هم ارزش تجربه کردن داشته است(این جمله خیلی به دلم نشست)

پ.ن:دلم برای دانشگاه تنگ شده(البته چرا دروغ زیاد برای درس نه...وقتی هم یاد امتحان علوم پایه می افتم بیشتر مشتاقم تابستان طولانی شود چون کار جندان بزرگی هنوز انجام ندادم و پروزه تابستان هم بسیار عقب مانده)برای کلاسهای آقای نعیم آبادی که استاد اخلاقمان هستند و خانم صابر که از طرف مطالعات زنان کلاسهایی برگزار میکردند...طی بحث ها و تفکر ها بیشتر خودم را میشناختم و این بسیار ارزشمند است...

پ.ن:هرچقدر فکر میکنم به این نتیجه میرسم که ماه رمضان زندگی جغدی رو برگزینم...بعد ار افطار تا طلوع آ،تاب زندگی کنم و روزها بخوابم...کلاس زبان هم 8-11 صبح گرفتم که به برنامه ریزی فوق فشره ام !!! لطمه چندانی وارد نکنه...

/ 5 نظر / 19 بازدید
hamid

برای اینکه همه از پست های شما استفاده کنند بعد از گذاشتن کد در وبلاگتان لینکتان را ارسال فرمایید کد را از پایین صفحه کپی کنید ارتقاء یافتیم

mohammad mansour

سلام دوست عزیز منصور اینفو آپ شد آپ بسیار جذاب به مناسبت زادروز تولد منصور عزیز کلی خبر و عکسو ویدئوهای جذابو جدید فقط در www.mansourinfo.persianblog.ir منتظر حضور گرمتون هستم

إمادیوف

این کتاب خیلی قشنگه لابه لای داستان حرفای خیلی قشنگی میزنه

night

slm vebe khubi darid az vebe man didan konid va age tamayol be tabadole link dashtid begid che nami belinkametun

1دانشجو

با این پست مجبورم کردین که دوباره کیمیاگر رو بخونم، ولی سمنان جا گذاشتمش... عیبی نداره گیرش میارم از یه جایی‏!‏