سفر بارانی...

سفری کرده ام در خویشتن خویش...

به دنبال امانتی

آن را گم کرده ام

همان امانتی که آسمان تاب نیاورد بردوش کشد

و ملائک نتوانستند درکش بکنند...

میدانی...به اجبار و به عادت نیست که نیست...

نمیتوان نبودنش را انکار کرد

نمیتوان سر دل کلاه گذاشت...

دل بریدن آسان نیست لیکن

دل بستن نیز چنین است

میبینی آسمان آندم که قطرات باران حکم انفصال میدهند در خویش می شکند و می غرد

و باران می بارد

بر دل ها بر چهره غبار آلود شهر

پاکی به ارمغان می آورد با طعم عشق

یاد سهراب بخیر..

"دوست را زیر باران باید دید...عشق را زیر باران باید جست

هر کجا هستم باشم

زمین مال من است"

عشق را باید جست

عشق را باید یافت

در پس یک چشم زدن و عطر نسیم

از پس خویشتن خویش...

سفر باید کرد!

پی.نوشت: صدای ابی پشت التماس قطرات باران برای هجوم به اتاق من شدیدا دلپذیر است...

"شبای جوونی چه بی اعتباره"

شعر نوشت:

آنچنان بر دل دیوانه خطا تیر زدی/ دست و پای من مسکینو به زنجیر زدی

که در این فاصله ها تیره نشان میگذارم/ خم به ابرو نه،غمی را به نهان میگذارم

دل من از همه چیز و همه کس ترسیده/ درسکوت خلاء مرگ چنان رقصده

وای از آن دم صبحی که تو از راه رسی/ که پر از شوق و یقینم به همه داد رسی

/ 3 نظر / 13 بازدید
پسر مهری

گم گشته ای را گم کرده بودم گشتم انقدر گشتم که دیگر دیدگانم سو نداشت پاهایم توان نداشت به سختی جانی درتن زندانی بود تا که گمگشده راپیدا کردم به اورسیدم دیگر توانی در من نبود تااو را سیر بنگرم توانی نبود که اورا در اغوش گیرم او امد ، با عشوه وناز امد زانو زد به چشمان کم سوی من نگریست انگار چشمانم بااوسخن میگفت گفت تمام انچه راکه زبان قادر به گفتن نبود چشمانم به او گفت انقدر گفت و گفت که به ناگاه صورتم خیس شد،خیس شد از بارانی ، از بارانی که از چشمان او سراریزشده بود دیگر تحمل این باران هارا نداشتم چشمانم را بستم یک لحظه فراموش کردم فراموش کردم نفس کشیدن را فراموش کردم که خسته تنی دارم به ناگه رفت جانی که در تن زندانی بود رفت چرا رفت؟ من که گمگشده ام را پیدا کردم ولی انگار این بار نوبت او بود نوبت او بود که مرا گم کند انگار فاصله ها تنها تنها و تنها بین من و او وجود دارند ...

ستاره

سلام فکر می کنم انتهای بیت سوم باید کلمه رقصیده باشه که ( ی) جا افتاده. با پوزش

علی

سلام. چه متن زیبایی در پست قبل نوشتین. چرا نظرات غیر فعال شدن . مرسی خیلی از خوندنش لذت بردم