تازگی دیدار ها...طعم کودکی

امروز در راه خانه یک ایستگاه زودتر پیاده شدم، دقیقا جلوی در دبستانم... در باز بود و من پر از شور دیدار دوباره ی در و دیوار و مرور خاطرات...با شک و تردید وارد شدم...آنچنان لبخند شیرینی از مزه مزه کردن خاطرات بر صورتم نشست که دوست داشتم کسی از من عکس بگیرد!... پستویی که در آن اولین شعرم را سروده بودم هرچند کودکانه و از سر شیطنت، تئاتری که بازی کردم، جشن الفبا، جشن تکلیف، اولین امیلایی که نوشتم اما از چپ به راست!، اولین معلم... اما آن اولین معلم هنوز بود...26 سال بود که اول دبستان درس میداد...در آغوشش کشیدم و از خودم گفتم که مدیون اولین درسهای علمی او هستم و او شاد بود...مثل همان روزها... و این خاطره ام همچون روز ورق خورد، روزی که در کلاس به من گفته بود چشم برهم بگذاری دانشگاه می روی به خاطر دارم که چند باز چشمم را باز و بسته کردم و با دلخوری گفتم" اینکه نشد!"...اما به راستی شد...همان چشم به هم زدن بود این 16سال...

در دنیا بعضیها نقش پدر دینی، پدر علمی وبرادر علمی ...میتوانند باشند...بعضی ها هستند که همیشه کمک میکنند....هر وقت با آنها هستی حالت خوب است...هر وقت دست نوشته ها، پیامک ها و صحبتهایشان را می شنوی بهتر می شوی. به پیشنهاد یکی از همکلاسیها برای امتحان اخیرم "پسرونه" درس خواندم و جدا راضی بودم...آرامشی که شب امتحان تجربه کردم عالی بود...خدا خیرش دهد. گاهی به بی خیالی پسرها آفرین میگویم...آرامشی دارند وصف نشدنی...

مدتی بود که حس کمبودی داشتم و نمیدانستم چیست رهنمودهایی از طرف یک استاد یک روحانی که واقعا دید مرا نسبت به روحانیون تغییر داد در یافت کردم...امیدوارم راهگشا باشد....

"آسمان ستاره باران هم که باشد کسی به سو سوی نوری که مشخص نیست حقیقتی داشته باشد یا نه خیره نمی شود... شهاب باران که می شود مردم سوختن را تماشا می کنند...سوختن تماشایی نیست...!"

دوست محترم، من ضامن بهتر شدن حال هیچ کس نیستم...در حد توانم تا بدانجایی که به خودم صدمه وارد نشود کمک میکنم ولی تو آنچه را باید از خدا بخواهی از من تمنا می کنی...این درست نیست!

بهمن در راه است...

/ 7 نظر / 6 بازدید
نگار

و چقدر شیرین است این گونه خاطرات را به واقعیت در آغوش کشیدن!

ربولي حسن كور

سلام درس خوندن پسرونه؟ حالا چطوري هست؟! بهمن از كوه داره مياد آيا؟!

دختر باران

مطالب وبلاگت را اگر خودت می نویسی جای تبریک داره یه سری هم اگه وقت کردی به سایت من بزن برای پیشرفت وبلاگت خوبه بیا ضرر نداره

سعید

سلام وبلاگتون قشنگه من اومد سر زدم خواستید شما هم بهم سر بزنید مرسی

دکتر م

بارها خواسته ام به مدرسه بروم دوستانم را ببینم معلمانم را ولی خجالت میکشم از همشون مخصوصا از معلم هایم معلم هایی که همه روی من حساب باز میکردن ولی من سنگ روی یخشان کردم عهدی با خودم بستم و هدفی برا خودم در نظر گرفته ام که تا به اون هدف نرسم نمیرم پیش معلمانم چشم بر هم زدیم رفتیم دانشگاه چشم بستیم به همه خوبی های دوران مدرسه یه مطلب یه جا خوندم گفته بود الا یا ایها الطلاب ناشی علیکم بالمتون لا بالحواشی باور کنید بعضی وقتا دعا میکنم میگم خدایای یه کم استرس به من بده برا امتحانام برا همه کارام استرس دارم غیر از امتحان برا همینم اسمم بد در رفته همه میگن خیلی خوندیو .....

روز عشق

سلام روز ولنتاین 25 بهمن نزدیکه این روز را روز عشق میگن اما برای ما ایرانیها خصوصا عاشقا اگر به معنای واقعی کسی عاشق باشه هر روز میتونه روز عشق باشه و دادن هدیه به عشق تون زیباترین کاری که میشه کرد منم یه فروشگاه زدم با 50 درصد تخفیف برای بلاگفاییها و پرشین بلاگیها یه سری بهش بزنین حتما چیزی واسه عشقتون پیدا میکنید منتظرتونم http://arenashop.ir http://myrayban.ir http://fabner.biz

مستانه

سلام مستانه هستم انصافا وبلاگ خوبی داری بهت سر زدم تو هم به من سر بزن و آدرستو برام بذار