خیلی وقت بود سکوت کرده بودم و شاید اصلی ترین دلیل آن ننوشتن کسی بود که نوشتن و وبلاگ نویسی را از او آموختم

اما امروز آنقدر حرف پشت ذهنم انباشته شده است که نمیتوانم مهارش کنم...

 

چشمانم درخشید وقتی او را کمی دورتر دیدم، قدم هایم را تند تر کردم تا بتوانم چند لحظه آهسته کنارش گام بردارم،اولین بار نبود که هم مسیر می شدیم اما شاید آخرین بار باشد...

در تب و تاب این بودم که تندتر گام بردارم، یک گام او سه گام من بود، هرچند منطقیست، قامتی بلند دارد!

ناگهان چیزی نظرم را جلب کرد. مثل اینکه از سرش دود به هوا می رفت...

"مسخرست!از بس داره کارعلمی میکنه مخش آتیش گرفته" باخودم اینگونه اندیشیدم

اما لحظه ای بعد تمام دیده ام مثل همان دود سیاه شد. باور نمیکردم آنچه را که در دستانش میدیدم

هر چند بعد از دیدن من دیگر اثری از آن نبود و قوطی رانی هلو! در دستانش ظاهر شد ولی...

((من از سیگار متنفرم

چون جای مرا در دستانت تنگ کرد

من از سیگار متنفرم

جای من بر لبانت بوسه می زند...))

نمیگویم آدمهای سیگاری خوب نیستند چون چندین نفر در خاطرات زندگی من هستند که سیگار می کشیدند ولی... باورش خیلی برایم سخت بود...متاسفم!

/ 7 نظر / 4 بازدید
علیرضا

منم گاهی وقتا سکوت می کنم ولی می‌بینم که نمی تونم ننویسم، آدم وقتی می نویسه خالی میشه یکی از بهترین توجیه های سیگاری ها اینه که «مشکلاتم خیلی زیاده» به قول دوستم «خاک تو سر اون مشکلاتی که با یه نخ سیگار آدم فراموششون کنه

عمران

هیچوقت به کسیکه سیگار میکشه اعتمادی ندارم. یه دوره یکی دو ماهه سیگار کشیدم و اما همون مقع حس کردم که خیلی ضعیفم که بجای مواجهه با مشکلات،‌سیگار می کشم و همون موقع کنارش گذاشتم. بدترین کار توی زندگی همینه که در دستانمون بجای دستان مشتاق، سیگار بذاریم و بر لبانمون،‌ لبان سیگار بوسه بزنه

فرزاد

اکثرا دوستای من سیگاری هستند و من زیتد این مسئله رو دوس ندارم... اما قرار نیست به خاطر سیگار رفاقتمو با اونا قطع کنم... ولی منم از سیگار خاطره ی خوبی ندارم...

ترنم حکمت

سلام و عرض احترام با پستی جدید در مورد جایگاه زن در اسلام و نگاه دین به جنسیت با رویکرد فلسفی به روزیم و منتظر شما[گل] در ضمن اون قدیما بیشتر ما رو تحویل می گرفتید!

نیلوفر

سلام امان از دست سیگاری ها.من واقعا از دستشون به ستوه اومدم. هرروز عده ای از اونها رو میبینم که چه طور یه قدم به نابودی نزدیک میشن ولی به روشن نمیارن. از دسته آدمهای ضعیفند که در برابر هر مشکلی رو به سیگار میارن. آخه مشکلی که بایک سیگار حل شه همون بهتر که آدم بره بمیره...............

دکتر م

کاش به جا این همه لعن و نفرین برا سیگاری ها دعا میکردیم به قول یکی از دوستان وقتی ادمی وسطه دریا در حال غرق شدنه به امید نجات به هر چیزی سر راه خودش چنگ میزنه حتی به یک برگ درخت بعضی از افراد چنان مشکلات ریز و درشت اطرافشونو گرفته که برای فرار ازشون به یک چیز بی ارزشی مثل سیگار چنگ میزنن کاش زود قضاوت نکنیم و افراد سیگاری رو به راحتی ضعیف خطاب نکنیم و به راحتی و سرعت در مورد افراد قضاوت نکنیم همانگونه

ایرمان

خوبه که دیگه سیگار نمی کشه[لبخند]