شعری داستانی

گه گاه
کلمات را به هم میبافم تا چادری باشد درروزهای سرد پاییزی ام...خودت را گرم کن!

 

 

کودکــــی  عاشق  برکه  و  آب                 در تمنـــــــای  آیینه  ای  ناب

ناظر نبض تصویر خویش است                حس گرمای خورشید و مهتاب

 

گرد ِ  رخساره اش  گـَردـِ ماتم                خسته  از  غربت هر  دو عالم

در سکوتـــش نماز و نـــیایـــش                دست به دامن ,ز خاتم , ز  آدم

 

بر دل خوبــــشـــتن اوج بهجت               خواست با او رسیدن به  کــــثرت

دست, دردست تصویـــــرلیکن              خود به عکســـش  یکی شد به لذت

 

به نظر من توصیف یک تصویر توانایی بیشتری میطلبد...وقتی در شعر تصویرسازی
باشد خواننده راحتتر با آن ارتباط برقرار میکند

واین اصل داستان است...

کودک تنها،کنار برکه آب ایستاده بود...به تصویر خود در آب می‌نگریست...تصویر به او لبخند می‌زد...لبخند او باعث دلگرمی‌اش گردید...بعد از مدتها چیزی درونش را گرم ساخت...از این گرمای درون،غرق لذت گردید...دستانش را داخل آب کرد و دستان تصویر را گرفت...خواست تصویر را از آب بیرون بکشد؛اما نتوانست...خود را به آغوش تصویر انداخت...کودک دیگر تنها نبود...

نویسنده:دکتر حامد رجایی
آملی(پدر) http://father78.persianblog.ir/post/1436/

 

پ.ن:امشب فیلم ورودآقایان ممنوع رو دیدم...جالب بود فیلمهای کمدی رو دوست دارم چون شاید در سینما بخندم ولی بعد به نکاتش فکر میکنم و به دردهای جامعه ...شاید بتوانم خود من نیز قدمی برای بهبود آن داشته باشم...

وقتی برگشتیم آمبولانس و آتش نشانی کوچه را بسته بود در همسایگی ما مردی معتاد خودش را آتش زده بود...نمیتوانم چیزی بگویم...نه قضاوتی و نه ...فقط نمیتوانم درک کنم یک انسان میتواند به چه فلاکتی بیافتد که دست به خودکشی بزند آن هم خودسوزی که شاید دردناک ترین و وحشتناکترین نوع آن باشد...فقط از خداوند برای آن طلب بخشش میکنم...هر چند میدانم خودکشی گناه کبیره ای نابخشودنیست...

خدایا!هرلحظه مارا به نور هدایتت راهنما باش...آمیــــــــــــــــــن!!!

/ 6 نظر / 31 بازدید
یک عاشق ایرانی

جالب بود قبلا خونده بودمش من خیلی دوست داشتم برم سینماببینم اما همش زده بود ورود آقایان ممنوع [چشمک] امان ازین اعتیاد امیدوارم خدا از گناهش بگذره چون به جایی رسیده بوده که حالش از خودش هم بهم میخورده

صدف

قشنگ می نویسی دوست مهربونم ... موفق باشی همیشه [گل]

باران

سلام دوست عزيييزم خوبي؟؟ نماز روزه هات قبول! اممممم داستان خيلي قشنگي بود!!!!!!!!!!![لبخند] واااي خودشو اتيش زده بود؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت] بدترين نوع خودكشيه كه![ناراحت][نگران]

الیکا

مثل همیشه محشر و ستودنی

إمادیوف

دلیل خود کشی فقط اون فلاکتی که فکر میکنی نیست. وقتی به این فلسفه برسی که واسه چی زندگی میکنی و درواقع روز رو شب میکنی اون موقع به این فکر می افتی