آرام...

میدانی...

درد دوری سخت نیست

به قول دوستی نقشه را که تا بزنی فاصله ها شکسته می شوند...

درد این است که تو در این شهر قدم بزنی و من نتوانم حتی از دور تماشایت کنم

درد این است که در ذهنت کسی باشد و در آغوشش جا نشوی...

دل بی درد را فقط خدا دارد و بس

همگان دردمندیم

اگر لبخندیست برای از رو بردن دنیاست

وگرنه یک لبخند راستین نشانم بده

به اشکهایم قسم دیگر گریه نمیکنم!

اصلا این حرفها به کنار....

سجاده را پهن کن

شمع دیده ات را روشن

اقامه می بندم به قد قامت تو

آیینه بپوشان و خود شکن

داخل شو و بوسه بر پیشانی خاک بزن

گامهایت را آهسته بردار تا فرشتگان بیدار نشوند از خواب شیرین آدم شدن

همچون فرشته ای بال بگشا

بگذار جای نگاهت بماند بر تنم

تجسم بیاب در خواب شبانه من

همچون ابر دست نیافتنی و چون رعد برق آسا رد نشو

بگذر دوان دوان باهم این دیار وهم را ترک کنیم و پا به حقیقت بگذاریم

کسی چه میداند شاید من در خواب تو . تو در خواب من

جدا از تن ها

تن ها

گوشه ای در استقبال هم باشیم....

 

3هفته ای می شود که آرامش از من دور افتاده...شاید این هفته که تمام شود کمی آرام بگیرد جان خسته ام...

/ 3 نظر / 6 بازدید
علی

سلام. انشالله که زودتر به آرامش برسی. هر که دلارام دید از دلش آرام رفت ...

نیلوفر

آرامش آرامش و باز هم آرامش چیزی که این روزها از همه دور افتاده

M-y

دل ارام گیرد به یاد خدا همین و بس ایا خدا برای بنده اش کفایت نمیکند