دفتری از دل امتحانات

میگوید...هیچ کس تنها نیست....

آری...تن ها نیستند...تن ها یی که پشت بودنشان حسی باشد...نه حسی که بیهوده نامش را عشق میگذارندو عشق را بدنام...

وقتی سخاوتی در بخشش مهر نباشد...

وقتی نگاهت در انتظار نگاهی باشد که حمایتی از وجودت کند...

وقتی در جمعی باشی که باآنها جمع نباشی...

وقتی در دلت غوغا باشد و بر لبت لبخند...

وقتی دعا میکنی برای کسی که بدون تو برای دیگری کس می شود...

 

وقتی دلت میلرزد که کسی فقط یک لحظه بودنش متزلزل شود...

وقتی دلت میگیرد از خودت از تصمیمت و راهی که رفتی...

تنهایی هست...باور کن هست...

 

 

در نیمه شب از بغض شکستن چه سود؟/ بی نور تو تا صبح نشستن چه سود؟

وقتی که برای عشـــــــــق پایانی نیست/ از کوکب و از شمس گسستن چه سود؟

چند وقت است که دلم با عشقی قدیمیست...مدام دیوان های مولانا در دستانم می رقصند و من در شوری که او را شوریده حال کرد...مقدس است برای من...عاقلان هرچه میخواهند بگویند ...بگویند...من دیوانه او هستم...

 

 

پروانه ای که از او آزادیـــــــــش پریـــــــــــد/در مشتی گره به یغمای زندگی رسید

زیبنده نیست به هیچ وجه حتی برای یک/ مجموعه ای که به آن ارج می نهــــید

مینیمال های "پدر" رو دوست دارم...دوباره می نویسد و من الهام میگیرم تا چند بیتی بنویسم...دنبال بهانه ام برای نوشتن...خوب بهانه به دست آدم می دهد...(وبلاگ نم نم در لیست دوستان هست)

 

امتحان نوشت: قسم نمیخورم چون پدر گرامی ام میگویند "هرکس قسم بخوره داره دروغ میگه!!!" اما واقعا ترم دیگه باید مثل دو ترم اول درس بخونم یکی نیست بهم بگه خب دختر خوب(!؟) توکه نتیجه نگرفتی میدونی این روش جواب نمیده چرا کوتاه نمیای؟... این ترم هم تمام شد برگی از تاریخ زندگی من گذشت اما شاید باز فرصتهای بسیاری را از دست دادم...متاسفم !فقط تنها از یک چیز زجر میکشم که جواب این همه تلاش پدرو مادرم و محبتهایشان اینی نیست که من هستم...واقعا نیست ...هیچی!

جمعه نوشت: هرجمعه دل خراب است/ چون تشنه در انتظار آب است... این شام غمت بیا سحرکن/ کام به کام شیعیان شکر کن...آخه...نوکر رخ اربا نبیند سخت است/ شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است/ لب تشنه اگر آب نبیند سخت است...یا ابن الحسن...

 

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
پریسا

لطف کردی بهم سر زدی, ممنون. بازم بیا پیشم

م

چرا تا منبع حقیقی عشق هست پیش واسطه بریم چرا وقتی راه عاشق شدن سریع بدون افت بدون گزند بدون شرط جلوی ما هست چرا بریم سراغ راه فرعی مرحوم اسماعیل دولابی میفرمایند امام حسین سفیه النجات استتجلی خداست وقتی کشتی امام حسین در دریای حقیقت وارد میشود بقیه کشتی ها کنار میروند کشتی عارفین کشتی زاهدین کشتی مصلین عرفا تجلی میکردن ولی تجلی امام حسین مانند شراب تلخیست میسوزاند ما سوی خداستاتش دنیایی خشک و تر را با هم میسوزاند اتش عشق حسین بدکارو گناه کا نمیشناسد همه را در بر میگیره از کنار تب نینوا رد بشود هرکس به درجاتی میرسد به گفته ایشون هرکسی راه بی عافیت بی زحمت سریع میخواهد امام حسین است مجبور نیستیم مانند زهاد ترک دنیا کنیم مجبور نیستیم مانند عارفین سختی به خودمون بدیم هرچند با این راه ها هم به عشق حقیقی میرسیم ولی تا راه بی خطر بی لغزش مطمئن سریع امام حسین هست دیگه نیازی به عجایب زهاد و سختیای عارفین نیست اینا همش از سخنان عاشق حقیقی حاج اسماعیل دولابی بود برای گناهکاری چون من و منی که توانایی کارهای زاهدین و عارفین و مصلین رو ندارم راهی بسیار خوبه برای رسیدن به مقصود الله اعلم

nova6

سلام.... آپم و منتظر حضور گرمتون

آني

سلام ممنون از حضورتون ديوانگي هميشه بد نيست اما به شرط ها و شروطه ها

ثنا

سلام ثنا جان خیلی دلم برات تنگ شده اومدم یه سری بهت زدم و برم!!!! موفق باشی :)