لحظه های پریشانی...و تو!

لمی دانی به تو نیازمندیم...

مثل همان ضربه ای که بعد از تولد برای نخستین تنفس الزامی است

منتظر ضربه نهایی تو ام....

تو خوب را میدانی و خوبتر را رقم خواهی زد

و شکی نیست در آنچه که تو میخواهی خیر است

و من مانده ام

به خودت قسم مانده ام

دلم هوایت را میکند

هوای این خانه شعله می کشد از شوق

کسی می آید؟

دوباره بید مجنون پریشا شده

سرو قد خم کرده و

سپیدار از شرم قامت استوارش در برابرت روسیاه

ومن...

یکه و تنها

دور مدار معنویتت سماع میکنم

"می چرخم و می رقصم و می نوشم از این جام/ بیخود شده از خویشم و از گردش ایام"

به خاک می افتم و فریاد میکشم...

"یا لطیف ارحم عبدک الضعیف...یا عزیز ارحم عبدک الذلیل..."

و صدای بال فرشتگان سکوت را می شکند

دستی می آید

همانکه در کودکی ، شب برشانه ام حس کردم

همان دست بزرگ و قوی اما پر مهر

که نمیدانم از برای کیست

برسرم دستی می کشد و در نور محو می شود

باز من مانده ام و لحظه های پریشانی

/ 4 نظر / 27 بازدید
إمادیوف

سلام خانم دکتر. حال شما؟ چه خبرا؟ زندگی بر وفق مراد هست؟

M Y

همانا او اقرب من حبل الورید است هیچگاه تنهایت نخواهد گذاشت همیشه با توست و حتما در این روز های پر تنش و در بحبوحه تصمیم های مهم نیزهمواره همراهت خواهد بود به موقع راهنمایت خواهد کرد از عالم غیب ندایش را خواهی شنید آرام باش و صبر کن شک نکن قطعا کمکت خواهد کرد توکلت علی الله

نیلوفر

خیر در آن چیزی ست که اتفاق می افتد و خیر را او تعیین میکند..... مطمئن باش هر اتفاقی که بیفتد خیری در آن بوده است و همیشه دست قدرتمند او را داری و همچنیین حمایت اطرافیان را

perforin

[خداحافظ]